ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
432
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
بدن تحمل آن را دارد چنين است : از چرس حدود نيم گرم ، از بنگ نيم درهم در يك كاسه شير و از روغن بنگ حد اكثر يك ربع گرم . يكى از آثار خاص حشيش ايجاد خيالات فريبنده و خطاهائى است كه در حواس رخ مىدهد . چشم و گوش كسى كه در حال سرمستى است چيز ديگرى مىشنود و مىبيند . سنگ ريزهاى سر راهش چون صخرهاى در نظر او جلوه مىكند و مىكوشد پا را تا آنجا كه مىتواند براى عبور از آن بلند كند ، يك جوى باريك همچون نهرى ظاهر مىشود و او طالب زورقى براى عبور از آن مىگردد ؛ صداى انسان بگوشش همچون آواى رعد مىآيد . مىپندارد داراى بال است و بر فراز زمين مىتواند به پرواز درآيد . تيرهبختى كه از نشأهء بنگ سرمست و مدهوش بود به خندق شهر افتاد و به عهدهء من گذارده شد كه بالهايش ، يعنى ساقهاى شكستهء پايش را دوباره علاج كنم . در تمام ازمنه و اعصار فرقهبازان و حزبسازان دينى و سياسى در مشرقزمين از اين حالت خلسه و جذبه از يك طرف و از گيجى و بىارادگى از طرف ديگر سود جستهاند ، هم براى اينكه خيالات و وهم خود را تا به پايهء تجلى ارتقا دهند و هم ازآنرو كه معتقدان ، پيروان و نوچههائى براى خود دست و پا كنند و مىتوان مدعى شد كه در انقلاباتى كه جهان اسلام را از هندوستان تا مراكش و تيمبوتكو ( در سودان ) به لرزه افكنده حشيش سهم بسزائى داشته است « 3 » . وجود چنين تأثيرى را مىتوان نزد فرقهء اسمعيليه كه در قرن جنگهاى صليبى تحت قيادت حسن صباح در الموت به حيات خود ادامه مىداد و در نزد بابيه كه همين اواخر پرچم فرقهء اشتراكى خود را برافراشتند ثابت نمود . تمام درويشها بدون استثنا به كشيدن چرس راغب و بدان پايبندند و بسيارى از آداب و اطوار آنان را نيز در اثر آن بايد دانست مانند كلبى بودن و بدبينى ، هيجان و شور غير عادى ، اطاعت كوركورانهء مريد از مراد و مرشد كه حتى آب دهان مراد را نيز به عنوان چيزى تقديس شده نگاه مىدارند . اينها هم جلوههائى از تأثير آن ماده است . در ساير موارد استعمال حشيش در عقيده و فكر عامه گناهى به حساب مىآيد و تنها تعداد قليلى از مردان و شمار نادرترى از زنان بدان دلبستهاند ولى اينها هم همواره در خفا و در خلوت شبانگاهى بدان روى مىآورند . متأسفانه به علت وجود بسيارى از افغانيها كه بر اثر حوادث مربوط به هرات به تهران آمدهاند استعمال چرس در اين اواخر رو به افزايش گذارده است . در طب ، بنگ از طرف اطباى ايرانى فقط براى علاج سوزاك تجويز مىشود . اينها در سه روز اول معالجه ، قبل از آنكه به كبابهء چينى و سقز روى آورند ، نيم درهم از بنگ را در شير مخلوط و به مريض مىدهند تا اينكه قدرى تحريك و سوزش را تقليل دهد . اما اطباى هندوستان در عوض به
--> ( 3 ) . گمان مىرود مؤلف خود تحت تأثير بنگ چنين مطلبى واهى را به رشتهء تحرير كشيده باشد . - م .